كوشيدند تا از آن رهايي يابند و گزارش معقولي از گذشته عرضه كنند، همچنان كه كوشيدند گزارش معقولي از طبيعت بدهند. آنان در اين زمينه با سرمشق قرار دادن مورخان بزرگ قديم تشويق شده بودند، شايد هم با پيگيري آب باريكهاي از سنت اوهمري1 كه آباي كليسا در مبارزهشان با كفر آن را زنده نگهداشته بودند. كندوكاو، بحث و ارزيابي سنتهاي تاريخي در سدهٴ چهاردهم بيش از امروز نيازمند جرئت بود، ولي همين امر به ياد آوردن مردان شريفي را كه حتي در آن هنگام نمونههايي از روش انتقادي و آزاد فكري را عرضه كردند، ضروريتر ميسازد.
براي مورخ امروزي، كه هدفش احياي هر چه دقيقتر روزهاي سدهٴ چهاردهم است، هر وقايعنامهاي از آن زمان، هر قدر هم كم بها باشد، با ارزش خواهد بود. هر يك از اين وقايعنامهها، اگر امين و اصيل باشد، اقدام مثبتي در جهت افزايش معلومات ماست. از آنجا كه ذكر همهٴ آنها امكانپذير نيست، چندتايي از آنها معرف بقيه هم هست، زيرا بسياري از موٴلفان آنها ناشناسند، يا آنها را جز از طريق همان كتاب نميشناسيم. بايد اميدوار باشم كه اين بررسي، از تمامي تلاشهايي كه در بسياري كشورها به اهتمام وقايعنامهنگاران، مورخان، منتقدان و همهٴ اديبان انجام گرفته، تصويري كلي ارائه دهد. در پرتو آثار چنين كساني است كه ميتوانيم دريابيم دانستههاي ما دربارهٴ گذشته تا چه اندازه ناقص است و چگونه روايات قديم به دست نياكان ما و سرانجام به خود ما رسيده است.
بهترين ردهبندي، نوع فرهنگي است، يعني به اين ترتيب مورخان را بررسي خواهيم كرد: الف) مسيحيت غربي، ب) مسيحيت شرقي، ج) اسلام غربي، د) اسلام شرقي، ه) سيلان، و) چين و كره ، ز) ژاپن.
الف. مسيحيت غربي
1. ايتاليا. ايتالياييها رهبري جهان لاتيني را داشتند، چندانكه كندوكاوي از فعاليتهاي ايتالياييها براي نشان دادن تقريباً همهٴ جنبههاي تاريخنگاري لاتيني كفايت ميكند. فضلاي ايتاليايي را ميتوان به پنج گروه تقسيم كرد: الف) وقايعنامهنگاران؛ ب) مبلغان و سياست پيشگان؛ ج) مورخان؛ د) مورخان علم و فرهنگ؛ ه) باستانشناسان و انسانگرايان. بنابر معمول اين تقسيمبندي غيرقطعي است و گروهها ممكن است در هم تداخل داشته باشند.
الف) وقايعنامه نگاران: تاريخ كليساي راونا، كه ريكوبالدوي فرارايي در سال 1312 آن را تأليف كرد، مخلوطي از تاريخ، خلاصهٴ وقايع سالانه و وقايع نامه است و تنها محدود به اسقفنشين راوانا نميشود، بلكه كارهاي مهم امپراتوران و پاپها را به صورت مقدمهاي بر وقايعنامهٴ